یک سال از روزی می‌گذرد که قلمی پُرثمر از حرکت ایستاد و صدایی آشنا در ادبیات کُردی به خاموشی گرایید.

یک سال از روزی می‌گذرد که قلمی پُرثمر از حرکت ایستاد و صدایی آشنا در ادبیات کُردی به خاموشی گرایید. فتاح‌خان امیری، نویسنده و رمان‌نویس برجسته کُرد، مردی که سالیان عمر خویش را وقف واژه، روایت و هویت کرد، در نخستین روز دی‌ماه ۱۴۰۳، پس از نبردی طولانی با بیماری سرطان، در بوکان چشم از جهان فروبست؛ اما نام و اثرش همچنان زنده و جاری است.

 امیری در سال ۱۳۲۵ در روستای منوچهر از توابع بوکان زاده شد؛ در جغرافیایی که درد و رؤیا، تاریخ و تخیل، از همان آغاز با سرنوشت انسان گره خورده‌اند. او از همان سال‌های نخست، دل در گرو زبان مادری نهاد و ادبیات را نه به‌مثابه حرفه، بلکه همچون رسالتی فرهنگی برگزید. تحصیلات ابتدایی را در مهاباد گذراند و سپس در اداره برق بوکان مشغول به کار شد؛ اما آنچه بیش از هر چیز زندگی‌اش را تعریف می‌کرد، پیوند ناگسستنی‌اش با نوشتن بود.

 دهه پنجاه برای او تنها سال‌های قلم‌زدن نبود؛ سال‌های حبس و سکوت اجباری نیز بود. فتاح‌خان امیری بین سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ زندان رژیم پهلوی را تجربه کرد؛ تجربه‌ای که نه‌تنها او را از نوشتن بازنداشت، بلکه نگاهش را ژرف‌تر و روایتش را انسانی‌تر ساخت. پس از دگرگونی‌های سیاسی کشور و با تأسیس «انتشارات صلاح‌الدین ایوبی» در ارومیه، امیری به یکی از چهره‌های مؤثر مجله ادبی ـ فرهنگی «سروه» بدل شد و نقش پررنگی در بالندگی ادبیات مکتوب کُردی ایفا کرد.

 رمان‌ها و آثار او، از «میرزا» و «زیندەخەو» گرفته تا «خەم و خەیاڵ»، «هاوارەبەرە» و «گێژەڵووکە»، هر یک تکه‌ای از حافظه جمعی جامعه کُردی‌اند؛ روایت‌هایی که با نثری شفاف، اصیل و ریشه‌دار، هم‌زمان تاریخ، رنج، امید و تخیل را در خود جای داده‌اند. همین ویژگی‌ها سبب شده است که آثار امیری، فراتر از متن ادبی، به منبعی الهام‌بخش برای نویسندگان جوان و مرجعی معتبر برای زبان‌آموزان کُرد بدل شوند.

او همچنین با بنیان‌گذاری انجمن ادبی بوکان، نقش مهمی در سامان‌دهی و تقویت جریان‌های ادبی محلی ایفا کرد؛ انجمنی که سال‌ها محفل گفت‌وگو، آموزش و پرورش نسل تازه‌ای از اهل قلم بود.

پیکر این نویسنده نامدار دوم دی‌ماه ۱۴۰۳ در میان انبوهی از مردم، دوستداران فرهنگ و اهالی قلم، در زادگاهش بوکان به خاک سپرده شد؛ بدرقه‌ای که نشان داد فتاح‌خان امیری تنها یک نویسنده نبود، بلکه بخشی از حافظه زنده یک جامعه به شمار می‌رفت.

 اکنون در اولین سالگرد درگذشتش، بیش از هر زمان دیگری، جای خالی او در ادبیات کُردی احساس می‌شود؛ اما آنچه باقی مانده، میراثی است از واژه و روایت، که همچنان خوانده می‌شود، آموخته می‌شود و راه می‌گشاید. فتاح‌خان امیری رفت، اما ادبیات کُردی هنوز با صدای او نفس می‌کشد.

  • نویسنده : ابراهیم عثمانی